كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

57

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

شَهْرُ رَمَضانَ اين روزها كه گفتيم ماه رمضانست الَّذِي أُنْزِلَ آن ماهى را كه فروفرستاده‌شده فِيهِ الْقُرْآنُ در آن قرآن يعنى ابتدائى نزول در ان بوده يا تمام قرآن در ماه رمضان از لوح محفوظ به آسمان دنيا فروآمده و از آنجا آيت آيت يا سوره سوره بر وفق مصالح بندگان نازل شده و از حكمتها در تخصيص روزه بدين ماه يكى اين گفته‌اند كه چون درين اوقات اين كلمات كه غذاى ارواح است بشما فرستاديم پس از غذاى اشباح امساك لازم داريد و ما قرآن را منزل ساختيم هُدىً لِلنَّاسِ در حالتى كه راه نماينده است مردمان را وَ بَيِّناتٍ و دلالتهاى روشن است مِنَ الْهُدى از حلال و حرام وَ الْفُرْقانِ و از حدود و احكام و سائر شرائع دين كه جداكننده است ميان حق و باطل فَمَنْ شَهِدَ پس هر كه حاضر باشد مِنْكُمُ الشَّهْرَ از شما اى مكلفان يعنى مقيم بلده بود در ماه رمضان يا هر كه دريابد از شما هلال شهر را فَلْيَصُمْهُ پس بايد كه روزه دارد آن شهر را وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً و هر كه بيمار باشد أَوْ عَلى سَفَرٍ يا در سفر بود و افطار كند فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ پس برو است قضاى آن روزه بعدد آن روزها از ايام ديگر تخيير مقيم كه در آيت اولى مذكورست به حكم اين آيت منسوخ شد يُرِيدُ اللَّهُ مىخواهد خداى بِكُمُ الْيُسْرَ بشما آسانى وَ لا يُرِيدُ و نمىخواهد بِكُمُ الْعُسْرَ بشما دشوارى لا جرم مسافر و مريض را رخصت افطار داد وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ و مىخواهد كه تا شما تمام كنيد روزهاى رمضان را يا ايامى را كه در ان بعذر مرض و سفر افطار كرده‌ايد وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ و با بزرگى ياد كنيد خداى را يا تكبير گوئيد در شب عيد فطر از وقت رويت هلال تا روز و از اول روز تا وقت اداى نماز عيد عَلى ما هَداكُمْ بر آن راه كه نمود شما را بصوم وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ و تا مگر شما شكر گوئيد بر نعمت تيسير يا ايجاب ثواب روزه و تخصيص مزد او كه الصوم لى و انا اجزى به و از فضائل روزه يكى آنست كه او را از بندگان با وجود تعبد بدان سلب مىكند و به خود شرف اختصاص مىبخشد كه الصوم لى و مجازات آن را به حضرت خود اختصاص مىدهد كه انا اجزى به بيت هر چه بدان شرع بشارت ده است * از همه حرفى انا اجزى به است وَ إِذا سَأَلَكَ و چون پرسند ترا اى محمد عِبادِي بندگان من عَنِّي از صفت من يا معامله من با ايشان در وقت دعا فَإِنِّي قَرِيبٌ پس من نزديك ام بعلم و اجابت ، صحابه رض گفتند كه خداى را چگونه بخوانيم و گويند اعرابى سؤال كرد كه يا رسول اللّه خداى به من نزديك است تا به او راز گويم يا دورست تا آواز بلند بردارم اين آيت نازل شد كه من به بندگان نزديكم و بهر نوع كه مرا بخواند بر من پوشيده نيست أُجِيبُ اجابت مىكنم دَعْوَةَ الدَّاعِ خواندن خواننده را إِذا دَعانِ چون مرا بخواند حاجت او را روا مىسازم اگر خواهم يا سؤال آن موافق قضا بود يا خير بنده در اجابت آن بود فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي پس بايد كه بندگان مرا اجابت كنند وَ لْيُؤْمِنُوا بِي و بايد كه بر ايمان به من ثابت باشند يا وثوق ايشان به اجابت متحقق باشد لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ تا باشد كه به راه راست برآيند بعضى برانند كه مر او ازين عباد و اعيان روزه‌دارانند كه دعاى ايشان قرين اجابتست و آنكه قبل ازين آيت حكم روزهاى روزه و بعد ازين حكم شبهاى روزه بيان فرموده مؤكد اين قولست و در بدايت حال مسلمانان را در شبهاى رمضان تا اداى نماز خفتن يا خواب كردن زيادت اجازت مفطرات نبود جمعى از صحابه رض به‌واسطه غلبه شهوت صبر نتوانستند كرد و مباشرت را در وقتى كه حرام بود مرتكب گشتند روز ديگر اين صورت به حضرت رسالت‌پناه رسيد و اين آيت نازل شد كه